شمارهٔ ۱۴۱ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
نکشد همچو تو دلخواه، مگر ماه کشد
تن من کاهی و بار غم تو کوهی، چون
بار چون کوه کسی با تن چون کاه کشد
تا به کی ای مه بی مهر ز هجرت شب و روز
چشم من اشک نشاند، دل من آه کشد
هفته ی هجر تو ای ماه نماید سالی
آه ای ماه اگر هجر تو یک ماه کشد
محتسب گوید اگر می نکشم در همه عمر
مشنو از وی که اگر گه نکشد گاه کشد
ای خوش آن بزم که از اول شب تا دم صبح
با تو من می کشم و غیر ز من آه کشد
جز ز دست تو بت حور لقا گرچه رفیق
از کف حور کشد باده به اکراه کشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساس و آرزوهای عاشقانه فردی میپردازد. شاعر به باد و زیباییهای طبیعت اشاره میکند و میگوید خوشا به حال بادی که به کوی یار میوزد و یا بهارهای که با شکوفهها و زیباییها همراه است. او از دوری یار و غم عدم حضور او صحبت میکند و ابراز میکند که emشب نیز به جای یار، غیر آمده است. شاعر همچنین میگوید که زمان خوشیها را باید غنیمت شمرد و به یاد میآورد که در غیبت یار، هر کجا برود، تنها بازگشت ناامیدانهاش را میبیند. او در نهایت بر این نکته تأکید میکند که در این گلشن، حضور یار و دوست واقعی از هر چیز دیگر مهمتر است.