نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از بهر یار دیده به کار است بس مرا

چشم از برای دیدن یار است بس مرا

زین نقشهای نغز در آینده در خیال

نقشی که بست نقش نگار است، بس مرا

گردی ز کوی یار بیار ای نسیم صبح

کان توتیای دیده ی تار است بس مرا

آن غرقه ی محیط ملالم که تا ابد

در خاطر آنچه نقش کنار است بس مرا

از درد و داغ آنچه بگوئی رفیق هست

چیزی که نیست صبر و قرار است بس مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و longing اشاره دارد. شاعر از دوری یار و تاثیر آن بر وجودش می‌گوید و بیان می‌کند که تمام وجود و چشم‌هایش تنها برای دیدن یار است. او به زیبایی‌های خیال می‌پردازد و اینکه فقط نقش یار برایش اهمیت دارد. شاعر از نسیم صبح می‌خواهد تا او را به کوی یار ببرد و تاکید می‌کند که هیچ چیز دیگری جز عشق و دلتنگی‌اش نمی‌تواند او را آرام کند. این شعر در واقع توصیف عمیق احساس درد و اندوه ناشی از جدایی و محبت است.