شمارهٔ ۷ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای روی نکرده سوی دلها
سوی تو تمام روی دلها
بس دل شده خاک راهت آید
از خاک ره تو بوی دلها
در کوی تو دلربا افتاده
دلها هرسو به روی دلها
گمکردهدلان کنند زان رو
در کوی - تو - جستوجوی دلها
ای سنگدلی که از دل تو
بر سنگ آمد سبوی دلها
آگه ز رفیق بودی ار بود
راه از دلها به سوی دلها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و جاذبهای میپردازد که سوی محبوبش کشیده میشود. او اشاره میکند که دلها همه به سوی او رفتهاند و عشقش چنان قوی است که دلها در مسیر او جان میدهند. در کوی او، دلها به عشق یکدیگر میافتند و در جستجوی حال دلهای خود هستند. شاعر با تمثیل از سنگ دلی میگوید که اگر کسی از رفاقت و ارتباط واقعی آگاه باشد، میتواند راهی به سمت دلهای دیگر پیدا کند. این شعر به عمیقترین احساسات و جستجوی عشق و ارتباط در دنیای انسانی میپردازد.