شمارهٔ ۱۵۴ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار
خاصه بعد از مدتی هجران و عمری انتظار
از جهان رسم سفر یارب برافتد چند ازو
این بود مهجور از یار، آن بود دور از دیار
سخت باشد دوری احباب در ایام گل
صعب باشد فرقت اصحاب در فصل بهار
دیده ی بی نور را از لاله و از گل چه فیض
عاشق مهجور را با باغ و با بستان چه کار
سالم آن رنجور کش بر سر گذارد پا طبیب
خرم آن غمگین که در بر باشد او را غمگسار
قسمت اغیار سازد داغ مهجوری فلک
روزی دشمن کند درد جدایی روزگار
از غم بسیار هجران اندکی گوید رفیق
گر شمارد بر تو درد خویش تا روز شمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق عمیق و وفاداری شاعر به یاری خاص خود است. شاعر میگوید که هیچ یار و دیاری دیگری جز معشوقش نمیخواهد و حتی در صورت دوری یا طرد شدن، باز هم به سوی او بازمیگردد. او به تنهایی و یگانگی عشقش اشاره میکند و بیان میکند که هیچ زیبایی و لذت دیگری جز زیبایی معشوقش وجود ندارد. در واقع، شاعر به این نتیجه میرسد که هیچ چیز نمیتواند جایگزین عشق حقیقیاش شود.