نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز

دل برده ز تو لاله عذاری نه و هرگز

تا زلف تو شد دام به دام تو فتاده

لاغرتر از این صید شکاری نه و هرگز

با آنکه به راهش سر من خاک شد آن شوخ

هرگز به سرم کرد گذاری نه و هرگز

هر کس نگرد کوی تو و روی تو آن را

آید بنظر باغ و بهاری نه و هرگز

غیر از سگ کوی و سر کوی تو به عالم

بوده است مرا یار و دیاری نه و هرگز

زین طایفه خانه برانداز نشسته است

در خانه ی زین چون تو سواری نه و هرگز

در کارگه دهر رفیق ار کسی آموخت

جز کار غم عشق تو کاری نه و هرگز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان عواطف عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از بی‌توجهی معشوقش به حال دل خود گلایه می‌کند و بیان می‌کند که قلب او هنوز به عشق آن معشوق مایل است. او از رنج‌ها و اشک‌هایی که در دل دارد سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که زیبایی نگاه معشوقش او را مسحور کرده است. همچنین به سختی‌های عشق و جدایی اشاره می‌کند و می‌افزاید که کسی که عاشق است، نمی‌تواند به آسانی از عشق خود دل بکند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که محبتش به معشوق غیرقابل جایگزینی است و هیچ چیز نمی‌تواند آن را تغییر دهد.