شمارهٔ ۱۷ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیب
او دیو و تو پری تو کجا و کجا رقیب
دیر آشنای من ز تو در حیرتم که چون
شد زود آشنا به تو، دیر آشنا رقیب
تا کی رقیب را نگرم با تو کاشکی
یا من شوم ز کوی تو آواره یا رقیب
هر چند عشق یار بلائیست جانگداز
یارب به این بلا نشود مبتلا رقیب
گردد رقیب نیست الهی، که عزتی
در پیش یار نیست مرا هست تا رقیب
از بخت بد اگر برهی برخورم به یار
باشد ز پیش غیر و بود بر قفا رقیب
این قتل دیگر است که قتل مرا رفیق
دارد روا حبیب و ندارد روا رقیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد حسادت و غم دل عاشق است که از مشاهدهی عشق محبوبش به رقیبش ناراحت و پریشان است. شاعر به زیبایی تضاد بین خود (عاشق) و رقیب (دیو) را به تصویر میکشد و نگرانی و سردرگمیاش را نسبت به این رابطه نشان میدهد. او آرزو میکند که یا از حضور رقیب دور شود یا خود را از این عشق آواره کند. همچنین شاعر به سنگینی مصیبت عشق و ناامیدیاش اشاره میکند و گلهمند است که چرا محبوب (یار) محبتش را به رقیب میدهد، در حالی که او شایستهی این محبت است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق رقیب، برایش قابل تحمل نیست و این عشق برای او دردناکتر از مرگ است.