شمارهٔ ۱۷۱ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوش
که چون عشق نگاری خوش نباشد هیچ کاری خوش
چه خوش روزی بود خرم چه خرم روزگار خوش
که باشد دوستی از دوستی یاری ز یاری خوش
برآر امیدش ای امیدگاه من که خوش باشد
کند امید گاهی گر دل امیدواری خوش
به کاری کرده خوش از کارها دل هر یک از یاران
دل خود کرده ام من هم به کار عشق یاری خوش
نگارا گاه گاه از وعده ای خوش کن دل ما را
چه خوشتر ز اینکه باشد بیدلی از انتظاری خوش
مدار ای ناصح بیکار با ما میکشان کاری
تو کاری بهر خود خوش کن که ما داریم کاری خوش
چو دلبر خوش نکرد از وصل خود یکبار ما را دل
دل خود ما به یاد وصل او کردیم باری خوش
نوید وعده ای گر بشنود روزی رفیق از تو
به امید وصالت بگذارند روزگاری خوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و محبوبیت شخصی است که شاعر به او علاقمند است. او به وصف ویژگیهای ظاهری و درونی این فرد میپردازد و میگوید که هیچکس مانند او وجود ندارد. شاعر از عشقش و عذاب هجران صحبت میکند و میگوید که حتی یک لحظه بدون یاد او برایش سخت است. همچنین بیان میکند که اگر از هجران او غمگین است، نمیخواهد که او نیز از این ملال ناراحت شود. در نهایت، شعر به عمیقترین احساسات و رابطه عاشقانه اشاره دارد.