شمارهٔ ۱۷۸ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
از عشق تو در ملالتم کاش
این راز نهان نمی شدی فاش
با غیر جفا و صلح تا چند
با من تا کی ستیز و پرخاش
تا چشم بدان نبیندت روی
از دیده مردمان نهان باش
خجلت نکشید چون ز رویت
نقش تو چو می کشید نقاش؟
مشکل که به سر برند باهم
او محتشم و رفیق، اوباش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معنای زنده بودن با درد و اندوه و همدمی با دلهای غمین است. شاعر توصیه میکند که نباید به دنبال شادی باشید بدون اینکه دردی حس کنید، زیرا به معنای واقعی زندگی، درک درد و رنج است. همچنین، به اهمیت دوستی و نزدیکی با دیگران اشاره میکند و از ما میخواهد که همواره آماده و هوشیار باشیم تا از فرصتها بهره ببریم. در نهایت، تأکید میکند که باید توجه داشته باشیم به مسائل معنوی و دینی، نه صرفاً به دنیا و مواد مادی.