شمارهٔ ۱۸۰ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض
شود شرمنده سرو و گل از آن قد و از آن عارض
ز قد خویش سرو و از رخ خود گل خجل گردد
نمایی گر خرامان قد و گر سازی عیان عارض
به سرو و گل نمایی گر قد و عارض تو، ننماید
نه سرو از بوستان قد و نه گل از گلستان عارض
نگویم سرو و گل آن قد و عارض را که سرو و گل
نه رعنا همچو آن قد است و نه زیبا چو آن عارض
بود سرو و گل من آن قد و عارض نگار من
مکن پنهان ز من قد و مساز از من نهان عارض
ندارد پیش سر و قد و ماه عارضت جانا
نه سرو بوستان قد و نه ماه آسمان عارض
رفیق آن سرو گلرخ می دهد می خیز و در پیری
چو شاخ ارغوان کن قد، چو برگ ارغوان عارض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از اشتباهات و انتخابهای نادرست خود در عشق و ارتباط با معشوق صحبت میکند. او به این نتیجه میرسد که صبر کردن بر ظلم و بیوفایی معشوق، و همچنین تلاشهای بینتیجهاش برای جلب محبت او، همگی بیهوده بوده است. شاعر از وابستگی و فدای جان و دل در راه عشق سخن میگوید و حسرت میخورد که چرا به معشوقی که با بیگانگان رفتار بهتری دارد، وابسته شده است. در نهایت، تأکید میکند که تمام این کارها و احساسات او اشتباه بوده است.