شمارهٔ ۱۸۱ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
دل نهادم بر وفای او غلط کردم غلط
باختم دل در هوای او عبث کردم عبث
ساختم جان را فدای او غلط کردم غلط
سو به سو کردم سراغ او خطا کردم خطا
کو به کو گشتم برای او غلط کردم غلط
بی بها گشتم غلام او زیان کردم زیان
بی عطا گشتم گدای او غلط کردم غلط
رفتمش صد بار بر دنبال، رو واپس نکرد
باز رفتم در قفای او غلط کردم غلط
از لبش هرگز به دشنامی نگشتم سر فراز
سالها گفتم دعای او غلط کردم غلط
آن که با بیگانه بهتر ز آشنا باشد رفیق
از چه گشتم آشنای او غلط کردم غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و دلتنگی است و بیان میکند که زندگی بدون وجود محبوب چه بیمعنی و دردناک است. شاعر میگوید که بدون یار، هیچ لذتی از زیباییهای جهان نمیبرد و تنها درد و غم را احساس میکند. او به تشنگی عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر دردی وجود نداشته باشد، بدون محبوبی که آرامش بخشد، هیچ چیز ارزشمند نیست. در نهایت، او به این نکته اشاره دارد که حتی وصال هم اگر در پی جدایی باشد، چیزی به خوشی و لذت نمیافزاید.