نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۵ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف

عاشق از بلهوس ای یار نمی‌دانی حیف

طفلی و دوست ز دشمن نشناسی افسوس

کودکی یار ز اغیار نمی‌دانی حیف

به اسیران وفادار به جز جور و جفا

کاری ای شوخ جفاکار نمی‌دانی حیف

بی‌تو دل در قفس سینه اسیر غم و تو

حال این مرغ گرفتار نمی‌دانی حیف

جور و بیداد تو لطف است به عشاق دریغ

که چنین لطف سزاوار نمی‌دانی حیف

نه مرا دانی از اغیار و نه خود را ز بتان

بلبل از داغ و گل از خار نمی‌دانی حیف

همچو شمعت همه تن گشت زبان لیک رفیق

پیش او شیوهٔ گفتار نمی‌دانی حیف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبت به محبوب است. شاعر از زیبایی‌ها و جذابیت‌های محبوب خود سخن می‌گوید و او را به عنوان کعبه و قبله‌ی خود توصیف می‌کند. او از احساسات عمیقش و ارتباط ناگسستنی‌اش با محبوب می‌گوید و با شور و اشتیاق تأکید می‌کند که هر مانعی نمی‌تواند او را از عشقش دور کند. همچنین، شاعر به ناکامی‌های خود و موفقیت دیگران در عشق اشاره می‌کند و به نوعی اعتراف به گناهان عشق خود دارد. در کل، شعر تندیس احساسات عاشقانه و وفاداری به معشوق را به تصویر می‌کشد.