شمارهٔ ۱۹۲ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز تیغ ناز شوخی میتپد دل
درون سینه ام چون مرغ بسمل
به وصل او رسیدن سخت دشوار
به هجرش زیستن بسیار مشکل
من بی دست و پا تا چند باشم
ز هجران دست به سر پای در گل
بود عیش من و دل تلخ پیوست
ز حرف تلخ آن شیرین شمایل
از آن لب هر که شد ناکام، گردید
به کامش شهد شیرین زهر قاتل
اگر میل دل تو سوی من نیست
دل من نیست جز سوی تو مایل
بدریائی افتاده در عشق
که نه پایان بود او را نه ساحل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساسات عمیق عشق و فراق را بیان میکند. شاعر از جدایی محبوبش ناراحت است و میگوید که عدم حضور او، زندگیاش را سخت و محنتبار کرده است. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و تأثیر حضور و عدم حضور او را بر حالش تشریح میکند. شاعر به ناتوانی خود در دوری از محبوب اشاره دارد و میگوید که بدون او همه چیز برایش سخت و ملول است، در حالی که محبوب به زندگی خود ادامه میدهد و به دیگران توجه دارد. این شعر حس تنهایی، محرومیت و longing را به خوبی منتقل میکند.