نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۷ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

کشد بهر وفا تا کی جفا دل

چو دلبر کاش بودی بی وفا دل

به جورش گر همه عمر آزماید

ندارد دست از آن جور آزما دل

به هر موئی دلی دارم تمنا

که بر هر موی او بندم جدا دل

بکش دست از جفای دل خدا را

ننالد تا ز دستت بر خدا دل

اگر جانان توئی جان را، خوشا جان

اگر دلبر توئی دل را، خوشا دل

تویی در دیده ی نمناک ما نور

توئی در سینه ی غمناک ما دل

ملامت کم کن ای ناصح که اینست

کز آن دلبر که برد از دست ما دل

در این کشور نخواهی دید ازین پس

به دست هیچ کس در هیچ جا دل

رفیق از دیده ام دل در بلا ماند

بود از دیده آری در بلا دل

اگر دل را نبودی ره نما چشم

نبودی در بلاها مبتلا دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از غم و اندوه عمیق عاشق است که پس از جدایی از معشوق خود، آرامش و اختیار دلش را از دست داده است. او در غم عشق معشوق، به احساسات خود اشاره کرده و درمی‌یابد که دلش تحت بار عشق قرار دارد. شاعر از خداوند رحمتی برای دل و جانش طلب می‌کند و از بی‌قراری زندگی بدون معشوق سخن می‌گوید. او می‌گوید که دیگر هیچ خوشی و زیبایی نمی‌بیند و فقط به سوگواری از این جدایی مشغول است. در نهایت، تمام درد و رنجی که از فراق معشوق بر دل و زندگی‌اش نشسته، او را به ناامیدی کشانده است.