نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آمدی رفتی از برم غافل

صبر و هوشم ربودی از سر و دل

ای گل از عارض تو گشته خجل

سرو پیش قد تو پا در گل

ای به رخ رشک لعبتان ختا

ای به قد غیرت بتان چگل

دلبر دیر صلح زود عتاب

مه نامهربان مهر گسل

کردی از لطف و جور روشن و تار

غیر را مجلس و مرا محفل

گلخن و گلشن از تو غیر و مرا

شب و روز است مسکن و منزل

بی تو و با تو تا کی و تا چند

من دل افگار و مدعی خوشدل

بی من ای یار کار تو آسان

بی تو ای دوست کار من مشکل

بی تو از دیگران ملول رفیق

تو به رغمش به دیگران مایل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن صحبت می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که جان و احساساتش به خاطر عشقش بسیار ارزشمند است و هیچ کس نمی‌تواند در عشق او مانند او باشد. او از درد و غم‌های عمیق خود می‌گوید و به پاکدامنی و زیبایی مورد عشق خود اشاره می‌کند. همچنین، او به رابطه‌اش با عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر دیگران از عشقش پشیمان شوند، او به خاطر زیبایی آن عشق هرگز پشیمان نخواهد شد. در نهایت، شاعر از ناله‌های خود به عنوان نشانه‌ای از درد پنهانی یاد می‌کند که همگان از آن بی‌خبرند.