نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

پاک و پاکیزه است اصل گوهرم

خاکم از خلد است و آب از کوثرم

روضهٔ رضوان و آب سلسبیل

نیست از میخانه و می خوش‌ترم

ساغر و مینا اگر خالی شود

از می ناب و شراب احمرم

می شود خون دل و خوناب چشم

باده ی مینا شراب ساغرم

من که بودم شاد با وی روز وصل

بود زیر پر جهان سر تا سرم

مانده در دام غم هجران کنون

طایر بی بال و مرغ بی پرم

بعد عمری کان جفاجو یار داد

جای در سلک سگان آن درم

ز سگان کوی او در کوی او

از وفا بیشم به عزت کمترم

گرچه رفت و شد نهان از من رفیق

نه شد از یاد و نه رفت از خاطرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه است. شاعر از عشق و زیبایی معشوقش حیران و گیج است و نمی‌تواند درک کند که این عشق چه نوع احساسی است. دلش مجروح است و دردی عمیق دارد که تنها با شکافتن دلش قابل مشاهده است. او به شدت تحت تأثیر عشق معشوقش است و می‌گوید عشق او چنان در جانش نفوذ کرده که جدایی از آن غیرممکن است. شاعر به طبیب می‌گوید که دردش از عشق یار است و درمانش نیز وابسته به اوست. بدون حضور معشوق، زندگی‌اش تیره و تار است و شب‌هایش طولانی و غم‌انگیز هستند. او به دوری از گلستان عشق اشاره می‌کند و خود را همانند پرنده‌ای می‌داند که از سرزمین گل‌ها محروم است.