نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من دوستی به غیر برای تو می‌کنم

این کار را برای رضای تو می‌کنم

ترسم که حاصلی ندهد جز جفا برت

صبری که بر امید وفای تو می‌کنم

لابد چو مهر از تو نمی‌بینم و وفا

بی‌تابی‌ای که من ز قفای تو می‌کنم؟

سرخوش تو از سماع به بزم و من از برون

دل خوش به استماع صدای تو می‌کنم

دشنام می‌دهی و ندارم به خود گمان

جرمی به غیر اینکه دعای تو می‌کنم

دارد رفیق درد تو بهر تسلی‌اش

گاهی به او بگو که دوای تو می‌کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر به وصف اندام و ناز معشوق می‌پردازد و ابراز شیدایی و فدای او بودن می‌کند. او از آرزوهای خود برای خدمت و قربانی شدن در راه عشق می‌گوید و حتی از کلماتی مثل "سگ" برای به تصویر کشیدن میزان اطاعت و فداکاری‌اش استفاده می‌کند. در نهایت، عشق او به قدری عمیق است که حاضر است به خاطر معشوق خود رسوا و در عذاب باشد.