نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به جانم از غم جانان چه سازم

به جانان چون کنم با جان چه سازم

بجز جان تحفه ی جانان چه سازم

ندارم تحفه ای جز جان چه سازم

نمی داند ز دشمن آن پسر دوست

نمی دانم به این نادان چه سازم

دلت دیر آشناخو، بی سبب رنج

بسازم گر به این با آن چه سازم

به امید دوا سازند با درد

ندارد درد من درمان چه سازم

رفیق از ناله گیرم لب ببندم

به این مژگان خون افشان چه سازم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و شور و شوق نسبت به محبوب است. شاعر از بیگانگی و آشنایی در عشق سخن می‌گوید و به درد دل خسته‌ی عاشقان اشاره می‌کند. او زیبایی محبوب را ستایش کرده و می‌گوید که هر چیزی در جهان تحت تأثیر وجود اوست. همچنین به مشکلات و بی‌عدالتی‌های ناشی از عشق اشاره کرده و می‌گوید که عاشقان تنها نیستند، بلکه بسیاری دیگر نیز در این احساس شریک‌اند. در نهایت، شاعر از دیگران می‌خواهد که او را در مشکلات عشق یاری کنند.