شمارهٔ ۲۲ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
غم نیست اگر نیست به اغیار، مصاحب
امروز مصاحب نبود یار به اغیار
کز عهد قدیمند گل و خار، مصاحب
اکنون ز منش عار بود آه کجا رفت
آن روز که بودیم من و یار، مصاحب
بیمار شدم صد ره و عیسی نفس من
یکبار نشد با من بیمار، مصاحب
بیزار شد از زاری من بلکه ز من هم
هر کس که دمی شد به من زار، مصاحب
کم لطف رفیق ار بتو باشد عجبی نیست
آن شوخ که دارد چو تو بسیار، مصاحب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع وفاداری و دوستی اشاره میکند و میگوید اگر دوستان واقعی در کنار ما نباشند، غم و ناراحتی کمتری احساس میشود. او یادآوری میکند که در گذشته، زمانی که با یار خود بود، احساس خوبی داشت و حالا که او (یار) نیست، تنها برایش غم و اندوه باقی مانده است. همچنین شاعر از بیوفایی اطرافیان و دوستانی که در زمان سختی در کنار او نبودند، ابراز ناامیدی میکند و به این نکته اشاره میکند که رفاقتهای سطحی و کمعمق نمیتواند جایگزین دوستی واقعی شود. این شعر به نوعی انتقاد به روابط سطحی و کمعمق در زندگی اجتماعی است.