نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جفاکاری، چه می دانی تو یارا

طریق مهر را، رسم وفا را

نمودی ترک من از الفت غیر

نگه کن جور را، بنگر جفا را

که با بیگانه کردی آشنایی

ز خود بیگانه کردی آشنا را

به درد و داغ هجران مبتلا باد

به هجران مبتلا کرد آن که ما را

به آن داغی که مرهم را نداند

به آن دردی که نشناسد دوا را

نباشد درد یاران گر نباشد

به بزمش ره رفیق بینوا را

به نزد خواجه نبود بنده را راه

به بزم شه نباشد ره گدا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره درد و رنج جدایی و وفاداری است. شاعر به یار خود انتقاد می‌کند که چگونه به غیر از او محبت ورزیده و او را تنها گذاشته است. او به درد و عذاب جدایی و احساس غم و بی‌کسی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که درد جدایی هنگامی بیشتر می‌شود که درمان و مرهمی برای آن یافت نشود. همچنین اشاره می‌کند که در غیاب دوست، یاران نیز دردی احساس نمی‌کنند و بندگان در جمع ثروتمندان جایی ندارند.