نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم

خوش است از نالهٔ من چون دل صیاد، می‌نالم

به گوش او رساند باد مشکل ناله‌ام اما

به این امیدواری هرچه باداباد می‌نالم

نمی‌بندم زبان از ناله آن مرغ نوآموزم

که می‌ترسم رود نالیدنم از یاد، می‌نالم

گشاید بندم از پا تا ننالم من از این غافل

که پندارم ز دامم می‌کند آزاد، می‌نالم

نبندد گر زبانم شوق دیدارش به راه او

بود تا بر زبانم قوت فریاد می‌نالم

به من عهد و وفا بندد که تا بندم لب از ناله

نمی‌داند که من بی‌عهد و بی‌بنیاد می‌نالم

نمی‌نالم برای دادخواهی بر سر راهش

من از ذوق کمال یار (؟) کز بیداد می‌نالم

رفیق از من نمی‌پرسد کسی بهر چه می‌نالی،

تمام عمر اگر در این خراب‌آباد می‌نالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از محبوبش می‌خواهد که به او بی‌مهری نکند و احساساتش را درک کند. او آماده است برای عشقش جانش را فدای او کند و نسبت به غیبت یار احساس حسرت و درد دارد. همچنین شاعر از خجالتش در برابر دیگران می‌گوید و از شب‌هایی صحبت می‌کند که به خاطر درد جدایی ناله می‌زند. این شعر به عمق عواطف انسانی و دل‌باختگی اشاره دارد.