شمارهٔ ۲۲۴ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
که با یاران خود هر یک وفا کردم جفا دیدم
چه چگویم ای مسلمانان چها دیدم ازان، کافر
نبیند آنچه من زان شوخ کافر ماجرا دیدم
پی عمر ابد پیش خضر کی آبرو ریزم
کنون کز لعل او خاصیت آب بقا دیدم
نمی دانم چه شوقست اینکه گر صد بار روی او
دمی بینم نمی دانم ندیدم باز یا دیدم
رقیبم از بلای هجر می نالد بحمدالله
نمردم تا به درد خویش او را مبتلا دیدم
بسی دیدم جفا و جور از خوبان رفیق اما
ندیدم زین جفاکیشان وفا و مهر تا دیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر درباره احساسات خود نسبت به معشوق و رقیبانش صحبت میکند. او از حسادت و اضطراب خود هنگام مشاهده رقیبان میگوید و اینکه نمیتواند از معشوقش دل بکند. درد و غمش به خاطر عدم توجه معشوقش است و او به شکایت از جهان و ستارهها میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن غم و تنهایی خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی در خواب نیز به معشوق فکر میکند و این وضعیت برایش آزاردهنده است. در نهایت، او از شدت درد دل خود میگوید که حتی میتواند تعداد داغهایش را با ستارههای آسمان مقایسه کند.