شمارهٔ ۲۳۱ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
ترک می و مینا چکنم گر نتوانم
زاهد کند از روز جزا بیم و من امروز
اندیشه ی فردا چکنم گر نتوانم
زاهد چه کنی منع من از عشق نکویان
منع دل شیدا چکنم گر نتوانم
در چنگ تو چون مرغ اسیرم پی پرواز
بال و پر خود واچکنم گر نتوانم
تنها به تماشا چه روم جانب گلشن
گل بی تو تماشا چکنم گر نتوانم
وصل تو شهان راست تمنا من درویش
وصل تو تمنا چکنم گر نتوانم
شرمنده ام از نسبت بالای تو با سرو
سر پیش تو بالا چکنم گر نتوانم
زیباست رفیق از همه کس صبر ولی من
صبر از رخ زیبا چکنم گر نتوانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از غم و تنهایی خود میگوید و از نبود معشوقش رنج میبرد. او میپرسد که چگونه میتواند بدون دوستش زندگی کند و از درد فراق شکایت میکند. شاعر احساس میکند که غمش بیش از آن است که بتوان با کلمات بیانش کرد و در تلاش است تا راهی برای مدیریت این درد پیدا کند. همچنین، او به سختی ترک می عشق در جوانی اشاره میکند و به یاد آورده که چگونه دوری از عزیزش او را ناکام کرده است. به طور کلی، شعر نمایانگر احساس عمیق یأس و اندوه شاعر در فقدان عشق است.