شمارهٔ ۲۳۲ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بی تو جانا زندگانی چون کنم
زندگی بی یار جانی چون کنم
ای که می دانی فراق یار را
در فراق آنکه دانی چون کنم
شادمانی از غم من چون تو، من
بی غم تو شادمانی چون کنم
در جوانی توبه ی می مشکل است
توبه از می در جوانی چون کنم
صد زبان از بهر درد من کم است
شرح آن با بی زبانی چون کنم
از غمت درد نهان دارم به دل
با چنین درد نهانی چون کنم
راند ناکامم ز پیش خود رفیق
دور از او من کامرانی چون کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و魅بتی که معشوقش دارد سخن میگوید و اظهار میکند که هر چه در مورد او شنیده، کمتر از حقیقت است. او به یادآوری چهرهی او میپردازد و بیان میکند که حتی پس از جدایی، خیال او را در ذهنش حفظ کرده است. شاعر به عمر کوتاه و بیثمر خود در عشق اشاره میکند و میگوید که هرگز به میوهی عشق نرسیده و نتوانسته به وصال معشوق خود برسد. در نهایت، او از ناامیدی و درد ناشی از جدایی میگوید و اینکه چه سودی دارد اگر دردی را بیان کند در حالی که به معشوقش دسترسی ندارد.