نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

به بلا زار و مبتلا که منم

کس مبادا در این بلا که منم

چون ننالم گرم طبیب تویی

در چنین درد بی دوا که منم

ای که پرسی کجاست خانه ی غم

گر ز من بشنوی کجا که منم

غیر کو با تو آشنا باشد

گر چنین است آشنا که منم

آنکه گویندم چه خواهد گفت (؟)

گر بداند چنین مرا که منم

گفتمش جز وفا ندیده ستم

از تو نسبت به اقربا که منم

گفت چشم وفا مدار رفیق

از چنین شوخ بی وفا که منم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی و محبت اشاره دارد. شاعر به توصیف محبوبش می‌پردازد و زیبایی او را با طبیعت و مسایل مختلف مقایسه می‌کند. او می‌گوید که زیبایی محبوبش فراتر از آنچه که دیگران می‌بینند است و به نوعی عشق او بی‌نظیر است. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که ارتباط عاشقانه‌شان فراتر از ظاهر و زرق و برق است و مهم‌تر از هر چیز، مهر و محبت بین آنهاست. به طور کلی، متن به زیبایی و عمق احساسات عاشقانه پرداخته است.