نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

رخ مانند گلبرگ ترش بین

تن از برگ گل نازک ترش بین

لب شیرین تر از شهدش نظر کن

دهان به ز تنگ شکرش بین

به خد چون گل سوریش بنگر

به خط به ز مشک اذ فرش بین

سراپایش همه مطبوع و زیباست

ز سر تا پا و از پا تا سرش بین

شه حسن است و خال و خط سپاهش

سپاهش را نظر کن لشکرش بین

مپرس از من که در خونت که غلتاند

به خون آلوده دست و خنجرش بین

قبای خسروی و تاج شاهی

رفیق آن در برش این بر سرش بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق دوری و فراق عاشق است. شاعر از درد و داغ جدایی معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که حتی این درد، برایش قابل تحمل و خوشایند است. او به شدت از غم دلبرش رنج می‌برد و این درد را در وجودش حس می‌کند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که غم و اشک‌هایش همچون سیل است و درادامه با اشاره به قیامت، دردسری را که در این دنیا دارد، با آنچه در روز قیامت انتظارش را می‌کشد، مقایسه می‌کند. این شعر به شدت بار احساسی و غم‌انگیز دارد و در آن عشق و فراق به زیبایی توصیف شده است.