نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۵ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن

مهربان با من به رغم آسمان خواهد شدن

فارغ و آسوده خواهد شد دل و جانم ز غم

آنکه بود آشوب دل آرام جان خواهد شدن

از جفای او دل اغیار خواهد شد غمین

وز وفای او دل من شادمان خواهد شدن

در حق آنان که آن بدخوی نیکوروی را

بدگمان کردند با من بدگمان خواهد شدن

یار خواهد شد به من یا خصم خواهد شد به غیر

عاقبت یا این چنین یا آنچنان خواهد شدن

کوری چشم رقیبان باز در کویش رفیق

خواهد آمد وز سگان آستان خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی یک معشوق اشاره می‌کند و احساسات عمیق خود را نسبت به او ابراز می‌کند. او به عشق و وابستگی‌اش به معشوق اشاره کرده و می‌گوید که سایه معشوق برایش بسیار حیاتی است. شاعر از سادگی و محقر بودن زندگی خود می‌گوید، اما عشق و زیبایی معشوق برایش ارزشمندتر از هر چیزی است. او به نامفهومی رابطه‌شان اشاره می‌کند و عهدی را که در عشق بسته‌اند، با دیگر روابط مقایسه می‌کند و آن را استوارتر می‌داند. به طور کلی، این شعر ابراز عشق و ارادت عمیق به معشوق را به تصویر می‌کشد.