نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

عاشقان را به جفا خوار مکن

مکن ای شوخ جفا کار مکن

زهر در ساغر احباب مریز

می به پیمانه ی اغیار مکن

کار اغیار به یکبار مساز

ترک احباب به یکبار مکن

از بتان جور و جفا با عشاق

گرچه خوبست تو بسیار مکن

ترسم از زاریم آزرده شوی

مکن آزار من زار، مکن

نقل و می خوردن شب با مستان

روز با مردم هشیار مکن

یا مپرس از غم ما یا ما را

به غم خویش گرفتار مکن

کار من ساخته حاشایت چیست

هست این کار تو انکار مکن

بارها حرف کسان کردی گوش

گوش کن حرف من این بار مکن

می کنی جور و جفا گر برفیق

به رفیقان وفادار مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با بیان احساسات عمیق خود، خوشحالی‌اش را به خاطر نزدیکی به معشوق ابراز می‌کند و می‌گوید که مردن در حضور او بهتر از هر چیز دیگری است. او از عشق و وفاداری خود به معشوق سخن می‌گوید و اینکه حتی وجود سگ معشوق برای او ارزشمند است. شعر به تضاد بین شب و روز و غم و شادی نیز اشاره دارد و در نهایت می‌گوید که در هیچ جا، چه در شهر و چه در وجود شهریار، زیبایی و ارزش بالاتر از عشق او پیدا نمی‌شود. به طور کلی، شعر بیانگر عمق عشق و وفاداری شاعر نسبت به معشوقش است.