نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگار من عجب زیبا نگاری است

نگار سرو قد گلعذاری است

به شهرآشوب رخ، آشوب شهریست

بشور انگیز قد، شور دیاری است

به قید زلف طرفه صید بند است

بدام خط عجب عاشق شکاری است

گدای اوست هر جا پادشاهی است

غلام اوست هرجا شهریاری است

بهر کوئی ز دردش دردمندیست

بهر سوئی ز داغش داغداری است

نه محرومان کویش را حسابیست

نه مشتاقان رویش را شماری است

رفیق و شغل عشق او که این شغل

خجسته پیشه و فرخنده کاری است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر زیبایی و魅力 معشوق خود را ستایش می‌کند. او معشوق را به عنوان موجودی زیبا و محبوب معرفی می‌کند که در هر جا که باشد، باعث شور و نشاط می‌شود. شاعر به ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق او تنها برای خویشتن نیست، بلکه دردی مشترک بین همه عاشقان ایجاد می‌کند. در نهایت، عشق را شغلی خجسته و پر از خوشبختی می‌داند.