نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۱ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا لاله و گل هست میان گل و لاله

با لاله رخی کن می گلگون به پیاله

یارب چه گلی ای گل رعنا که در این باغ

نه بوی تو دارد گل و نه رنگ تو لاله

یک روز به من نگذرد از عمر که بی تو

صبحم به فغان نگذرد و شام به ناله

از تاب عرق روی تو این لطف که دارد

دارد نه گل از شبنم و نه لاله ز ژاله

جز زلف و خطت کز گل رخسار دمیده ست

از گل ندمد سنبل و از لاله کلاله

چون سگ بدوَم آن سرِ کویت ، ز حوالی،

کاین منزلم از روز ازل گشته حواله

هر کس نگرد ماه رخ و هاله ی خطت

من بعد نگوید چو رفیق ازمه و هاله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی معشوق و مفاهیم عشق و می‌پرستی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که زیبایی معشوق از هر زیبایی دیگر بالاتر است و مقایسه‌ای بین او و ماه و گل می‌کند. همچنین به اهمیت شراب و میخانه در زندگی رندان اشاره می‌کند و می‌گوید که در این عالم، زیبایی و عشق حقیقی را نمی‌توان در جایی دیگر یافت. نهایتاً، شاعر از شعر حافظ یاد می‌کند و برتری آن را نسبت به دیگر اشعار تأکید می‌کند. در کل، متن به زیبایی، عشق و لذت‌های زندگی اشاره دارد و ارزش شعر را در بیان این مفاهیم می‌داند.