شمارهٔ ۲۸۲ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تنی دارد بنامیزد ز جان به
نه از جان من از جان جهان به
رخی بهتر ز ماه بدر صد بار
قدی صد بار از سرو روان به
گل روئی که گوئی لوحش الله
ز گل نیکوتر و از ارغوان به
می از دست تو یک شب تا سحرگاه
ز آب خضر و عمر جاودان به
مگو زاهد به رندان خرابات
که باغ جنت از کوی مغان به
می و میخانه باشد می کشان را
ز آب کوثر و باغ جنان به
نشاید تافتن از دلبری روی
که نتوان یافتن دیگر از آن به
چو می گردد به عکس خواهش ما
نگردد بعد از این گر آسمان به
بود شعر رفیق از غیر بهتر
ولیکن گفتهٔ حافظ از آن به
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به سوالاتی از محبوب خود میپردازد و از او میخواهد که توضیح دهد چرا بدون دلیل به او ظلم میکند و چرا با وجود زیباییاش، نسبت به او بیتوجهی نشان میدهد. او از محبوب میخواهد که به دلایل رفتارهایش پاسخگو باشد و تأکید میکند که در عشق، فقط اوست که باخت کرده است. همچنین، با اشاره به بیوفایی محبوب، شاعر از او میخواهد که محبت و صداقت را در روابطشان در نظر بگیرد. بهطور کلی، این اشعار از عمق احساسات و ناامیدی شاعر نسبت به محبوبش حکایت میکند.