شمارهٔ ۲۸۳ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بیجهت توسن کین تاختهای یعنی چه؟
بیسبب تیغ ستم آختهای یعنی چه؟
قامتی را که قیامت ز قیامش خیزد
از پی قتل من افراختهای یعنی چه؟
آتشین ز آتش می آن رخ افروخته را
از پی سوختنم ساختهای یعنی چه؟
نظر انداختهای بر همه بیوجه و مرا
بیگناه از نظر انداختهای یعنی چه؟
باخته من به تو در نرد محبت دل و تو
خصم جان من دلباختهای یعنی چه؟
به ره مهر و وفا ای بت بیمهر و وفا
صد رهم دیده و نشناختهای یعنی چه؟
چون دلت آینهٔ آن رخ زیباست رفیق
زنگ ز آیینه نپرداختهای یعنی چه؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقی میپردازد که نقش و نگار صورتش به قدری دلفریب است که هیچکس نمیتواند در برابر آن مقاومتی کند. شاعر به یادآوری عاطفههای عاشقانه و رنجهای ناشی از دوری میپردازد و نشان میدهد چگونه عشق به این معشوق، انسان را درگیر محنت و مشکلات میکند. همچنین، شاعر از وفا و جفا صحبت میکند و اشاره به تغییراتی در روابط عاشقانه و دشواریهای پیوسته در عشق دارد.