نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۶ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جان می کندم ز تن کناره

یک لحظه مکن ز من کناره

غیر از تو گلی نکرده هرگز

از بلبل خویشتن کناره

کی جز تو که از منت کنار است

بت کرده ز اهرمن کناره

آنکو که وطن نیست فارغ (؟)

من چون کنم از وطن کناره

هرگز نشنیده ام که کرده ست

مرغ چمن از چمن کناره

کردم چه خطا که کرد از من

آن آهوی ختن کناره (؟)

گفتم که کناره کن ز اغیار

کرد از من ازین سخن کناره

از زاری من رفیق کردند

از من همه مرد و زن کناره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به زیبایی ستاره‌ها و نسبت آن‌ها با نیکان و محبوبان اشاره می‌کند. او می‌گوید که چرخ و ستاره‌ها بسیارند، اما هیچ‌کدام به زیبایی و نیکی محبوبان نیستند. او به تماشای چهره ستاره‌گون محبوبش می‌پردازد و زیبایی‌اش را با ماه مقایسه می‌کند. همچنین به لحظات شیرین خواب محبوب اشاره می‌کند و نمادی از ناز و آرامش در آغوش او را تصویر می‌کند. شاعر بیان می‌کند که در شب‌هایش تنها روشنایی ستاره‌هاست و دلمشغولی‌اش به دیدن چهره محبوب است که بر تمام زیبایی‌ها می‌چربد.