نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۷ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره

ندیده چرخ به نیکوئی ستاره ستاره

چه نسبت است به خوبان ستاره را که به نسبت

ستاره اند نکویان و ماهپاره ستاره

نظاره کن بعرق آن رخ ستاره فشان را

بروی ماه نکردی دگر نظاره ستاره

ربوده بود دمی خواب خلق چشم سیاهش

که بود خفته در آغوش گاهواره ستاره

نشان خوردن خون داشت آنزمان لب لعلش

که بود در بغل دایه شیرخواره ستاره

شب مرا نکند جز ستاره روشن اگر چه

دمد زهر طرفی مه زهر کناره ستاره

کنند ماه وشان در نقاب شرم نهان رخ

کند رفیق چو ماه رخ آشکاره ستاره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلیات شاعر در این اشعار به عشق و غم ناشی از دوری معشوق پرداخته است. او روز و شب از دل ناله می‌کند و به زیبایی‌های معشوقش، که همچون خورشید و ماه است، اشاره می‌کند. شاعر با بیان تفاوت‌های بزرگ میان معشوق و دیگران، احساس ناامیدی و افسوس خود را از فاصله و عدم دسترسی به او ابراز می‌کند. در نهایت، او به نخل بلند معشوق و قد کوتاه خود اشاره می‌کند و غصه جدایی را بیشتر نمایان می‌سازد.