نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۴ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

تا کلک قضا رقم کشیده

نقشی چو رخ تو کم کشیده

صورتگر چین ز رشک رویت

بر صورت چین قلم کشیده

تو آن صنمی که هر که جامی

از دست تو ای صنم کشیده

نه یاد زلال خضر کرده

نه حسرت جام جم کشیده

ای پا به ره جفا نهاده

از راه وفا قدم کشیده

اکنون نه رفیق جور عشقت

پی در پی و دم به دم کشیده

تا دیده و تا کشیده از تو

محنت دیده ستم کشیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دردهایی است که عاشق از آن رنج می‌برد. شاعر به نقد جفا و بدی‌های عاشقانه می‌پردازد و به زیبایی‌ها و خوبی‌های محبوب اشاره می‌کند. او می‌گوید که عشق، تنها درد حقیقی اوست و باقی دردها بی‌فایده‌اند. همچنین از زیبایی محبوبش و تأثیر آن بر دل‌ها می‌گوید و از عاشقانی که به خاطر زیبایی‌اش به او حسرت می‌خورند، یاد می‌کند. شاعر از محبوبش می‌خواهد که به او نگاهی بیندازد و طبع شاعران را به وصف زیبایی‌اش برافرازد. در کل، این شعر احساسی عمیق از عشق، زیبایی و حسرت را به تصویر می‌کشد.