شمارهٔ ۲۹۸ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به غیر آن ماه را بیمهر با من مهربان کردی
خلاف عادت خودکردنی ای آسمان کردی
نهادی داغ هجرم بر دل و از دیده ام رفتی
دلم را خون چکان و دیده ام را خونفشان کردی
مشو از حرف بدگو بدگمان وز در مران ما را
که عمری آزمودی روزگاری امتحان کردی
بعشوه طاقت جان و تن شیخ و صبی بردی
بغمزه غارت دین و دل پیر و جوان کردی
ندارد بر فغان و ناله ام گوشی رفیق ارنه
بکویش روزها نالیدی و شبها فغان کردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از longing و آرزوی حضور یاری و محبوب خود سخن میگوید. او از ناتوانی بدن و بیقراری دلش ناشی از دوری و غم جدایی صحبت میکند. شاعر خودش را گرفتار غم و اندوه توصیف میکند و بر این نکته تأکید میکند که دوری محبوبش هیچ کار دیگری جز گریه و ناله برایش به ارمغان نیاورده است. او به امید این که یاری به او نزدیک شود و این ناامیدی را برطرف کند، تأکید میکند و از زیبایی و خصوصیات محبوبش نیز یاد میکند.