شمارهٔ ۳ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما
قدت ای سرو قد، سرو است، سرو جامه زیب اما
به درد دوری و داغ جدائی چند گه خواهم
شکیب و صبر گیرم پیش، کو صبر و شکیب اما
طبیبان چاره ی هر درد می دانند، می دانم
من بیچاره را دردیست در دل، از طبیب اما
بود تا چند وصل او برای غیر و من یارب
وصال خویش و هجر غیر خواهم عنقریب اما
همیشه حسرت وصلم به دل بود و نبود آخر
بجز حسرت، نصیب این دل حسرت نصیب اما
تو بی من گر خوشی ای رشک سرو و گل خوشت باشد
بود خوش سرو و گل با قمری و با عندلیب اما
رفیق از جور یارم نیست افغان نالم و گریم
شب و روز از جفای غیر و بیداد رقیب اما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از زیبایی معشوق خود که به ماه و سرو تشبیه شده، سخن میگوید و از درد دوری و جدایی رنج میبرد. او به صبر و شکیبایی اشاره میکند اما میداند که این درد برای او درمانی ندارد. شاعر حسرت وصل را در دل خود حس میکند و میخواهد هر چه زودتر به وصال محبوبش برسد. او میگوید که اگر محبوبش بدون او خوشحال باشد، این خوشحالی از نظر او بیمعنی است و یادآور درد دوری است. در نهایت، شاعر از رنج و زجر عاطفی ناشی از بیوفایی معشوق و غم جدایی میگوید.