نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر بودی اثر فریاد ما را

ز ما بودی خبر صیاد ما را

نکشتی زارمان زینگونه، بودی

به دل رحمی اگر جلاد ما را

نباشد نسبتی در باغ خوبی

به شمشاد دگر شمشاد ما را

جفا کان بی وفا بنیاد کرده است

کند زیر و زبر بنیاد ما را

چه آموزد به ما جز عشق، کاینست

وصیت از پدر استاد ما را

که خواهد داد ما، هر دم کند بیش

گر آن بیدادگر، بیداد ما را

رفیق افسوس کز بس لاغری نیست

بصید ما نظر صیاد ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مظلومیت و درد خود اشاره می‌کند. او از بی‌رحمی و جفاهای صیاد (دشمن) سخن می‌گوید که هیچ رحم و محبتی نسبت به آنان ندارد. شاعر از بی‌نسبتی خوبی به زشتی‌ها گله می‌کند و می‌پرسد چه چیزی جز عشق می‌تواند به او یاد دهد. او همچنین از دوستش می‌نالد که به خاطر رنج و لاغری‌اش، دیگر نمی‌تواند به صید ذهنی صیاد (دشمن) بپردازد. در نهایت، شاعر به پیام عشق و استقامت در برابر ظلم اشاره دارد.