شمارهٔ ۳۱۱ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
طریق یاری، آیین وفاداری چه میدانی؟
به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانیها
طریق مهربانی شیوهٔ یاری چه میدانی؟
نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاری
غم و درد اسیری و گرفتاری چه میدانی؟
ز کس نام وفا ای بیوفا هرگز چو نشنیدی
چه میدانی وفاداری؟ وفاداری چه میدانی؟
من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارم
تو رنجوری چه میفهمی؟ تو بیماری چه میدانی؟
به مهد ناز شبها کاینچنین آسوده در خوابی
بلا و محنت شبها و بیداری چه میدانی؟
رفیق از جور جانان گر به زاری میسپاری جان
ز جانان دوری از دلدار بیزاری چه میدانی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی تجربهی تلخ یک رابطهی عاشقانه است. شاعر به یاد میآورد که معشوق همان فرد بیمهری است که در گذشته بوده و او را آزمایش کرده است. شاعر احساس درد و سوختگی در دل دارد و از وفا و جفای معشوق سخن میگوید. او به تناقضات این رابطه اشاره میکند، با اینکه معشوق شوخ و شیرین زبان بوده، اما اکنون به دلیل جفای او دچار غم و شکستگی شده است. در نهایت، شاعر به حالت ناتوانی و دلشکستگی خود اشاره میکند و جفا و وفا را در این رابطه به تصویر میکشد.