نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی

یار همه باشی و به ما یار نباشی

گر یار نباشی تو به ما عیب نباشد

شاهی تو چه عیب ار به گدا یار نباشی

مهری تو از آن رو نکنی میل به ذره

ماهی تو از آن رو به گدا یار نباشی

بی یار بود یار تو زیرا که تو بی مهر

با هر که بود باشی و با یار نباشی

مثل تو کسی را به جهان یار نباشد

گر با همه کس در همه جا یار نباشی

الفت ببر از خلق اگر مرد خدایی

تا یار به خلقی به خدا یار نباشی

بی یار نباشی چو رفیق ای دل بی کس

گر با همه کس بهر وفا یار نباشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوق خود می‌گوید که اگر او واقعاً به عشق و احساسات عاشقانه خود اهمیت می‌داد، باید رحم و شفقت بیشتری از خود نشان می‌داد. شاعر به دل‌خوری و درد خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر معشوق به عشق و دل‌تنگی او توجه داشت، می‌توانست احساساتش را درک کند. همچنین به عدم اعتماد و بدگمانی معشوق اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که اگر معشوق خود هم عاشق بود، نباید به او گمان بد می‌برد. در نهایت، شاعر خواسته‌های درونی و آتشی را که در دل دارد، بیان می‌کند و به زخم‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند.