نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت

که رسم دلبری از ماه من پری آموخت

فغان از آن مه نامهربان که استادش

نه مهرورزی و نه بنده پروری آموخت

به کودکیش همه مشق جور کیشی داد

به طفلیش همه درس ستمگری آموخت

ندانم از چه نیاموخت طرز دلداری

معلمی که به او طور دلبری آموخت

رفیق تا به ره او سر نیاز نهاد

به سروران جهان سروری آموخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبری است. شاعر از پری (نام محبوب) می‌گوید که چهره زیبای او باعث شده تا هنر دلبری را یاد بگیرد، اما از طرفی می‌نالد که آن ماه، محبت و مهربانی را نیاموخته است. شاعر به یاد می‌آورد که در بچگی، سختی‌های عشق و ستمگری را تجربه کرده و نمی‌داند چرا معلمش نتوانسته طرز دلداری را به او بیاموزد. در انتها به دوستی اشاره می‌کند که در طلب عشق، سر به سجده گذاشته و از بزرگان سروری را آموخته است. در کل، شعر به تضادهای عشق و احساسات مربوط به آن می‌پردازد.