نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است

عاشق خوش است و عاشق دیوانه خوشتر است

فصل گلست باز پی نقل بزم می

طرف چمن ز گوشه ی کاشانه خوشتر است

گر ناخوش است توبه شکستن به نزد تو

پیش من از شکستن پیمانه خوشتر است

ای عندلیب ناله ی تو خوش بود، ولی

در سوختن خموشی پروانه خوشتر است

چون تو به آشنایی بیگانگان خوشی

گر آشنا شود ز تو بیگانه خوشتر است

دل از برم چو در بر دلدار جا گرفت

دل نیز اگر رود بر جانانه خوشتر است

خوش گوشه ایست خانه ی دل بهر غم، رفیق

آری مقام جغد به ویرانه خوشتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایز میان عشق و عقل اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق، حتی اگر دیوانه‌کننده باشد، جذاب‌تر از خردمندی است. شاعر درباره زیبایی فصل گل و لذت از بزم‌های می‌گفتن می‌نویسد و تأکید دارد که حتی اگر شکستن عهد و پیمان ناخوشایند باشد، در نزد او، شکستن پیمانه خوش‌تر است. همچنین، او از ناله‌های عندلیب صحبت می‌کند و خموشی پروانه را زیباتر می‌داند. در نهایت، شاعر می‌گوید که خانه دل، اگر چه پر از غم باشد، همچنان به یاد رفیق خوش است و مقام جغد در ویرانه را زیباتر از بی‌خانمانی می‌داند. در مجموع، شعر بیانگر زیبایی‌ها و لذتی است که در عشق و احساسات وجود دارد، حتی در شرایط نامناسب.