شمارهٔ ۴۶ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
عاشق چو مست گشت گناه و ثواب چیست
چون عاشقان برون ز حسابند، پس مرا
اندیشه ی حساب به روز حساب چیست
هر کس که محو روی تو باشد به روز و شب
کی آگه است ماه چه و آفتاب چیست
ساقی مده شراب که از چشم مست تو
مستم من آنچنان که ندانم شراب چیست
یک بوسه بیش نیست سؤال من از درت
با من به تلخی از لب شیرین جواب چیست
بردار پرده از رخ خود ماه من کسی
چون تاب دیدن تو ندارد نقاب چیست
ساغر به عزم توبه منه بر زمین، رفیق
در فصل گل ز باده ی ناب اجتناب چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری عاشقانه است که نویسنده از عمق عشق و دلتنگی خود برای معشوقش صحبت میکند. او اظهار میکند که جانش از تن خارج شده و همه وجودش مشغول یاد معشوق است. حتی با وجود درد و جفایی که از سمت معشوق متحمل شده، همچنان به وفای او امیدوار است. شاعر به معشوق میگوید که او بیوفاست و درد دل عاشق را نمیفهمد. همچنین از جفاهای معشوق شکایت میکند و او را به مهربانی دعوت میکند. به بیان دیگر، این شعر احساس ناامیدی، عشق عمیق و طلب محبت از سوی معشوق را به تصویر میکشد.