نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است

گل خوشست اما اگر بی‌خار باشد خوشتر است

من اگر باشم به بزم یار خوش باشد، ولی

غیر اگر بیرون ز بزم یار باشد خوشتر است

گرچه از لطف کم دلبر دل عاشق خوش است

گر به عاشق لطف او بسیار باشد خوشتر است

نیست چون چشم و چراغ من به پیش چشم من

گر به چشمم روز چون شب تار باشد خوشتر است

دیدن دلدار خوش باشد به خواب و این شرف

گر نصیب دیده‌ی بیدار باشد خوشتر است

با خیال یار خفتن در لحد خوش دولتی است

ور به محشر وعده‌ی دیدار باشد خوشتر است

گرچه حرف عشق در خلوت خوشست اما رفیق

این سخن گر بر سر بازار باشد خوشتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و اشتیاق گوینده به محبوبش است. شاعر می‌گوید که اگرچه زیبایی‌های دنیا خوشایندند، هیچ چیز به اندازه‌ی نزدیکی و دیدار یار ارزشمند نیست. او به طور مکرر بیان می‌کند که اگرچه در برخی شرایط ممکن است حس خوبی داشته باشد، اما در کنار یار و دیدار او، این حس بسیار قوی‌تر و خوشایندتر خواهد بود. همچنین، شاعر احساسات خود را نسبت به محبوبش ابراز می‌کند و می‌گوید که تنها و فقط او را می‌خواهد و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق و رابطه‌ای صادقانه تأکید می‌کند و از یارش می‌خواهد که همیشه در نزدیکی او باشد.