نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست

مگو تا غیر ریزد خونم ای دوست

مرا هم بر سر کویت سگی دان

مکن از کوی خود بیرونم ای دوست

به حسن از لیلی افزونی تو و من

به عشق افزون تر از مجنونم ای دوست

شود هر روز افزون تر به عشقت

غم آن حسن روزافزونم ای دوست

تو تا از لطف با من مهربانی

چه غم از کینه ی گردونم ای دوست

مده جام می گلگون به دستم

که مست آن لب می گونم ای دوست

چه می گوئی رفیق از هجر چونی

چه می گویم ز هجرت چونم ای دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به درد و رنج‌های خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دردی که او دارد، مشابه دردی که دیگران تجربه می‌کنند نیست. او به عشق و راه آن می‌پردازد و می‌گوید که کسی که عاشق باشد، نباید نیازی به راهنمایی دیگران داشته باشد. در ادامه به تصویر کردن ارزش و مقام در زندگی می‌پردازد و می‌گوید که تاجی که بر سر دیگران است، بر هر تارکی قرار نمی‌گیرد. شاعر نسبت به فصل مستان و بی‌تفاوتی در آنجا ابراز خوشحالی می‌کند و در نهایت به غم دوستی اشاره می‌کند که با وجود پیری او، در دلش همچنان احساس کودکانه‌ای دارد.