نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به جان و دل مرا پیوند از آن است

که دردت در دل و داغت به جان است

چنان در عاشقی افسانه گشتم

که از من هر طرف صد داستان است

به عاشقان زان دو لب یک بوسه جانا

به صد جان گر فروشی رایگان است

من و او را همین نام و نشان بس

که من نامم و او بی نشان است

رفیق از هجر آن نامهربان ماه

همه شب کار من آه و فغان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درد و رنج دل‌باخته‌ای را نشان می‌دهد که در جستجوی وفاداری و محبت از یارانش است. شاعر به توصیف افرادی می‌پردازد که به او خیانت کرده‌اند و در عوض کسانی که در کنار او هستند را با عنوان یاران وفادار می‌شناسد. او از ستم و جفای افرادی که به جای محبت و حمایت، موجب درد و رنج دیگران می‌شوند، شکایت دارد. همچنین، شاعر در درخواست خود از دوستش، به شربتی اشاره می‌کند که می‌تواند تسکینی برای درد دلش باشد. در نهایت، او احساس خود را از ناله و فغان ناشی از درد دلش، به تصویر می‌کشد و از رفیقش می‌خواهد که از حال او مطلع شود.