شمارهٔ ۶۰ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
چو من کس مبتلا هرگز ندیده است
من لب تشنه زان لب هر چه دیدم
خضر ز آب بقا هرگز ندیده است
دلم آن دیده است از جذبه ی عشق
که کاه از کهربا هرگز ندیده است
من آن بسیار از جان ناامیدم
که درد من دوا هرگز ندیده است
جفا را دیدم از اغیار و یارم
بسویم از وفا هرگز ندیده است
نگاهم می کند ز آن سان که گوئی
مرا در هیچ جا هرگز ندیده است
رفیق از خار خار دل چه گویم
که او خاری به پا هرگز ندیده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اشتیاق و آرزوهای عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. او از دیدن معشوق خود و زیباییهای او سخن میگوید و تمایل دارد که عمر دراز را برای آن ببیند. همچنین، او به حالت پروانهای اشاره میکند که در برابر شمع زیبایی معشوق میسوزد و از عشق و نیاز خود به او سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که برخی از دوستانش به او خیانت میکنند و او به دنبال دوری از این نوع رفاقت است.