شمارهٔ ۶۶ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
سیر باغ و بوستان با دوستانم آرزوست
الفت پیر کهن بانو جوان خوش دولتی است
پیرم و این دولت از بخت جوانم آرزوست
تا کنم فارغ ز حرف این و آن شرب مدام
خانه ی دربسته در کوی مغانم آرزوست
با می و میخانه، بی انصاف و کافر نعمتم
گر بگویم کوثر و باغ جنانم آرزوست
آرزوی رویش از دل کم نمی گردد مرا
گر دمی صد بار می بینم همانم آرزوست
چون ننالم زین تغابن من که با این نیم جان
یک جهان جان بهر آن جان جهانم آرزوست
دل فسرد از وضع یاران صفاهانم رفیق
چند روزی سیر آذربایجانم آرزوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به توصیف محبوب خود میپردازد و او را به ماه و خورشید تشبیه میکند. محبوبش را به عنوان موجودی زیبا و با اهمیتی در زندگیاش معرفی میکند که گاهی او را به ماه و گاهی به خورشید تشبیه میکند. او به زیباییهای محبوبش اشاره دارد و اینکه دیگران نیز به او احترام میگذارند. در نهایت، شاعر به قلم و شعرش اشاره میکند و میگوید که اگر کسی شعری درباره محبوبش بنویسد، باید از لطافت و زیبایی او الهام بگیرد. این ابیات به احساسات عاشقانه و زیباییشناسی شاعرانه پرداخته و نشاندهندهی عشقی عمیق و والامقام است.