شمارهٔ ۷۴ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دلدار من به زاری اگر یار من شود
کار جهان به کام دل زار من شود
داند که کیست باعث آشفتگی مرا
آشفته ای که شیفته ی یار من شود
ابر بهار، گریه ی من گر به کوی تو
بیند خجل ز دیده ی خونبار من شود
بسیار شد غم من و ترسم که غیر، شاد
از شادی کم و غم بسیار من شود
در بیع من به غیر زیان هیچ سود نیست
بی سود خواجه کو که خریدار من شود
هر شب چراغ محفل اغیار شد، نشد
یک شب رفیق شمع شب تار من شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ترس و نگرانی خود میگوید. او نگران است که اگر عشقش از او دور شود، زندگیاش به درد و رنج تبدیل خواهد شد. او از خدا درخواست میکند که از ظلم و سختگیری جلوگیری کند، و میخواهد که فضای خوشی و خوشبختی را حفظ کند. همچنین به زیبایی و لطافت معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر این زیبایی و عشق فراموش شود، به سرنوشت ناخوشایندی دچار خواهد شد. در کل، شعر حاوی احساسی از نگرانی و حسرت در مورد عشق و روابط انسانی است.