نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ماهی تو و جات طرف بامت

یا مهری و آسمان مقامت

گه مهرت و گاه ماه گویم

تازین دو خوش آید از کدامت

نه مه بیند نه مهر، بیند

چون مهر و مه آنکه صبح و شامت

آن مهری و آن مهی که در حسن

چون مهر و مهست صد غلامت

گردد چه هلال مه به تعظیم

بیند مه اگر ز طرف بامت

ابیات رفیق اگر نویسند

بر صفحه ی مهر و مه کلامت

گوید شنود گر نظامی

احسنت به نظم بانظامت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق و وفا پرداخته و به درد و رنج ناشی از جدایی و بی‌وفایی معشوق اشاره می‌کند. شاعر از احساسات خود در مورد ناکامی در عشق و بی‌اعتنایی معشوق می‌گوید و به نوعی به تلاش برای دست‌یابی به عشق واقعی و آرامش در زندگی اشاره دارد. او همچنین بیان می‌کند که در عالم عشق، زندگی پر از چالش‌ها و رنج‌هاست و وصال محبوب همچنان دور از دسترس است. در نهایت، شاعر از بار سنگین احساسات و علاقه‌ها سخن می‌گوید و ضرورت سبکی بار در سفر عشق را مطرح می‌کند.