نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا در جسم تا جان آفریدند

به جانم مهر جانان آفریدند

مرا روزی گریبان چاک کردند

که آن چاک گریبان آفریدند

جهان آن روز برگردید از من

که آن برگشته مژگان آفریدند

پریشان خاطرم کردند روزی

که آن زلف پریشان آفریدند

ترا درمان من دادند آن روز

که بهر درد درمان آفریدند

نخستین ماه رخسار تو دیدند

وزان پس ماه تابان آفریدند

مزن بر من برندی طعنه زاهد

ترا این و مرا آن آفریدند

ترا پاکیزه دامان خلق کردند

مرا آلوده دامان آفریدند

من و او را رفیق از بدو ایجاد

گدا کردند و سلطان آفریدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر درباره وفاداری و عشق است. شاعر می‌گوید هر کسی که در راه محبت و وفا قدم بگذارد، باید سختی‌ها و موانع را قبول کند. عشق واقعی به انسان این توانایی را می‌دهد که به راحتی از خود بگذرد و در کنار محبوبش باشد. شاعر به ملاقات با محبوبش و تحمل مشکلات اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که در مسیر عشق هیچ کوتاهی نباید صورت گیرد. او بر این نکته تأکید دارد که در میان مردم معمولی گاهی جا برای نشستن نیست و تنها کسانی که با عشق و وفا زندگی می‌کنند، ارزش نشستن در کنار یکدیگر را دارند.